تبلیغات
کجاهستیم...... - دل نوشته (زمانه)

کجاهستیم......

الهی به نعمتت حضور قلبم را از خطور ذنوب باز دار

دل نوشته (زمانه)

نوزاد كه هستی همه لپ هات و میگیرن و از ته دل دوست دارند و بعضی ها هم پرتت میكنن هوا و دو دستی میگیرندت و چه ذوقی میكنی . بچه كه هستی همه اش میگن نكن و تو هرچه دلت خواست میكنی و هیچ كس هم كارت نداره و میگن بچه ای . دوران مدرسه هم هرچه بخواهی در اختیارته و همه دست به سینه تا درس خون بشی و تا دانشگاه و فارغ تحصیل هم كه بشی تورا بچه در دانه حساب می كنند و هرچه كه بخواهی جولان میدی . وایی به روزی كه ازدواج كنی و آن هم مستقل .از آن روزه كه روزگارت سیاهه آن روزه كه دست بسته باید در خدمت خانواده باشی و مثل یك برده برای خوش گذرانی همان بچه ای كه حالا جای بچه گی خودت را گرفته مثل بلانسبت شما باوفا روز شب بدوی و آن هم همه اش آخر خطی . این یه رسم زمانه است زندگی ما البه بعضی ها فقط تا دوران بی مسئولیتی است پس این جوان تا می توانی استفاده كن .





طبقه بندی: دل نوشته (زمانه)،
برچسب ها:عشق، دل نوشته، زمانه،
[ سه شنبه سوم بهمنماه سال 1391 ] [ 10:23 ب.ظ ] [ فرزین ] [ نظرات() ]